الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

79

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه : ( انتقاد شيخ از فراز اخير كلام سيد صدر ( شهاب الدين عاملى ) آنچه شهاب الدين عاملى از تمكّن اصحاب الائمه در اخذ اصول و گرفتن فروع به طريق قطع و يقين از ( ذوات مقدّسه معصومين ) ذكر نمود ، ادّعائى است ممنوع كه وجه ممنوعيتش روشن است و كمترين دليل و شاهد بر منع و فساد اين ادّعا ، مشاهدهء بالعين و الاثر اختلاف اصحاب ائمه در اصول و فروع است ، لذا بسيارى از اصحاب ائمه از اختلاف اصحاب به ايشان ( ائمه ) شكايت و علتش را استفسار نموده‌اند ، پس گاهى به آنها پاسخ داده‌اند كه خودشان القاء خلاف ميان اصحاب نموده‌اند ، به خاطر جلوگيرى از ريخته شدن خون آنها ، چنانچه در روايت حريز ، زراره و ابى ايوب خزاز اين تعليل آمده و گاهى به آنها پاسخ داده‌اند به اينكه اين امر از ناحيهء دروغ‌گويان و كذّابين ناشى شده است ، چنانچه در روايت فيض مختار علّت را اين‌طور معرفى كرده‌اند كه : فيض مختار مىگويد : محضر امام صادق عرض كردم : فدايت شوم : اين چه اختلافى است ميان شيعيان و تابعين شما ؟ حضرت فرمودند : كدام اختلاف ؟ اى فيض ! به ايشان گفتم : در حلقهء ( مجلس ) ايشان در كوفه نشسته بودم و از اختلاف ايشان در احاديثى كه مطرح مىشد نزديك شد به شك و ترديد بيفتم تا اينكه پيش مفضّل بن عمر رفته ولى من را از آن بازداشت و به من آرامش داد . حضرت فرمود : بله همين‌طور است كه گفتى ، اى فيض مردم حرص مىورزند كه به ما دروغ ببندند ، گويا خداى تعالى اين امر را واجب نموده و از ايشان غير از دروغ چيز ديگر را نمىخواهد . من به يكى از ايشان خبرى را مىدهم ، هنوز از نزد من بيرون نرفته آن را تأويل مىكند ، به اين جهت كه اينان گفتهء ما را طالب نبوده و نمىخواهند به واسطهء حبّ و دوستى ما اهل بيت به آنچه مطلوب خداوند و رضاى اوست برسند ، بلكه هركدام دوست دارند رياست را مدّعى شوند .